ميرزا حسن حسينى فسايى
155
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
است و قريه دارابه هم در خراسان نظير آن است . » « 1 » بنابر شاهنامه چون خسروپرويز به پادشاهى نشست ، فرمانروائى دارابگرد را به شاپور داد . « 2 » رام اردشير : فردوسى گويد كه اردشير بابكان 6 شهر بنا كرد : يكى خواندم خوره اردشير * كه گردد ز بادش جوان ، مرد پير كز او تازه شد كشور خوزيان * پر از مردم و آب و سود و زيان دگر شارستان گندشاپور نام * كه موبد از آن شهر شد شاد كام دگر بوم ميسان و رود فرات * پر از چشمه و چارپاى و نبات دگر شارستان بر كه اردشير * پر از باغ و پر گلشن و آبگير چو رام اردشير است شهرى دگر * كز او بر سوى پارس كردم گذر دگر شارستان اورمزد اردشير * هوا مشكبوى و به جوى آب شير « 3 » كه اگرچه در بعضى نسخههاى شاهنامه بجاى « رام اردشير » « خور آوردشهر » « 4 » آمده است اما در اكثر نسخ « رام اردشير » است كه بقول فردوسى بر سر راه فارس قرار داشته است و در كارنامه اردشير بابكان اين كلمه « رامش اردشير » آمده است : « چون به جائى كه رامش اردشير ( : رام اردشير ) خوانند رسيد مردى بزرگمنش بناكنام كه از سپاهان از دست اردوان گريخته بود بدانجا بنه داشت . . . اردشير خرم گشت و آنجا روستائى كه رامش اردشير ( : رام اردشير ) خوانند آباد فرمود . » « 5 » ياقوت به نقل از حمزه اصفهانى « رام اردشير » را شهر توج بين اصفهان و خوزستان در جبال آورده است « 6 » . حمزه نام ديگر اين شهر را « ريشهر » ضبط كرده و گفته است : « و اما رام اردشير فلا اعرف موقعها و اما « رام اردشير » فالمسمى بلغة اهل الزمان ريشهر . » « 7 » اما ابن بلخى بدون اينكه از « رام اردشير » نام ببرد در وصف ريشهر مىگويد : « پس . . . به زمين پارس روى نهادند و اعمال كى بر ساحل دريا بود بگشادند و به توج آمدند و بگرفتند و آنجا مقام كردند و اين توج از كوره اردشير خوره است . . . » « 8 » و همو در جائى ديگر مىگويد كه اين شهر بر كنار دريا قرار دارد . « 9 » شيراز : مقدسى ، شيراز را شهرى از « اردشير خوره » مىداند كه اردشير خوره و اصطخر و شاپور و دارابجرد چهار كوره فارس را تشكيل مىدادند « 10 » در حدود العالم آمده است كه « شيراز
--> ( 1 ) . بهار ، ملك الشعراء ، بهار و ادب فارسى ، به كوشش محمد گلبن ، ص 224 جلد دوم ، تهران ، سازمان كتابهاى جيبى ، 1351 . ( 2 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد نهم ، ص 136 ، بيت 2146 به بعد ، مسكو ، 1971 . ( 3 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 192 ، بيت 647 ، مسكو ، 1968 . ( 4 ) . ر ك ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 192 ، حاشيه 38 ، مسكو ، 1968 . ( 5 ) . كارنامه اردشير بابكان ، به كوشش كسروى ، تهران ، بهمن ماه 1343 ، ص 25 . ( 6 ) . فرهوشى ، كارنامه اردشير بابكان ، ص 45 . ( 7 ) . حمزه اصفهانى ، سنى ملوك الارض و الانبياء ، ص 33 ، چاپ كاويانى ، برلين ، 1844 . ( 8 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ، به كوشش لسترانج و نيكلسن ، ص 114 ، چاپ كمبريج ، 1931 . ( 9 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ، به كوشش لسترانج و نيكلسن ، ص 149 ، چاپ كمبريج ، 1931 . ( 10 ) . مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ترجمه شفيعى كدكنى ، ص 63 ، چاپ تهران ، 1350 .